|
بانوی ماه و آب
|
|||
|
درباره وبلاگ |
.........ملکه ی قصر زیبایی.......... |
||
|
.........و من بی تو...و فقط با هوای تو بانوی ماه و آب خواهم شد...... فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب |
|
.........................................·▪•● تنهایی ام را با تو قسمت میکنم.●•▪·...................
تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست....... من راز نگاهت را از آینه پرسیدم ، چشمان غریبت را از دور پرستیدم ... باران شدم و چون اشک بر عشق تو باریدم ... من شمع وجود تو را به مهر بخشیدم... گمشده ای دارم ولی آن را نمی یابم ، شاید تو باشی ای عشق من... ای مونس همیشگی ام ، باز هم شبی پر ستاره به همراه دارم ، شبی تاریک و سیاه را ، ای کاش هیچ گاه شب نمی آمد و خورشید پشت کوه ها پنهان نمی شد ، زیرا دل من همچون شب گرفته و تنهاست....هم اکنون قلبم را که همانند عروسک خیمه شب بازی است... روی این صفحه به حرکت در می آورم و برایت می نویسم از عشق ، از محبت ، از دوستی........... دوست دارم به کبوتر عشق تو که در آسمان دلم اوج گرفته بوسه ای هدیه کنم تا حرمت عشقمان را مقدس شمرده باشم................................................ زندگی گل زردی است به نام غم ، مروارید غلتانی است به نام اشک ، جانسوزی است به نام آه .... زندگی گورستانی سرد و تاریک است که کلاغ های سیاه در آن نغمه ی مرگ را می سرایند ..... زندگی دایره ای است بدون نقطه ، محدوده ای است بی نهایت .... زندگی کوره راهی است که برای پیمودن آن باید کفش های آهنی پوشید ... زندگی ورقه ای است کهنه که هر ورقش از غم آلوده شده است... لحظات وداع به تندی فرا می رسد.. زمانی که زنجیره دستان مرا بگسلانند و زمانی که نگاه های ما از هم گرفته شود .... زمانی که آهنگ حزن آمیز جدایی و آهنگ خدا حافظی زینت بخش لب هایمان گردد ، در آن زمان است که آسمان از شدت غم خون بگرید و باد نامه سر میدهد ... و گل پرپر می شود.....
نوشته شده توسط دختری از جنس دریا در سه شنبه 1385/05/24 ساعت 12:1 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||